من از اون آسمون آبی می خوام ... من از اون شبهای مهتابی می خوام ... دلم از خاطره های بد جدا ... من از اون وقت های بی تابی می خوام .... من می خوام یک دسته گل به آب به دم .... آرزو هامو به یک حباب بدم ... سیبی از شاخه ی حسرت بچینم ... بندازم تو آسمونو تاب بدم

/ 5 نظر / 2 بازدید
آرش

اين مثل نوشته ی دختر هاست...

hila

خدا را شکر که ما اگر از اين اهنگها بنويسيم از مردانگی نداشته مان چيزی کم نميشود

آتشفشانی در حال بیاد آوری

آرش عزيز با سلام اين نوشته مثل دختر ها نيست .... عزيز دل اين يک شعر مشهور است .... فکر کنم .... فرهنگ غرب يواش يواش دارد بر ايرانی بودنتان اثر می گذارد .... کمتر کسی را ديده ام که آهنگی ار سيمين .... گوش نداده باشد ..... عجب است ...... سوال است ....... و ..... هه

hila

با سلام دوست خوب اتشفشان .اتشفشان نکته سنجی هستی.گدازههای تو هم مهر و شوق و نور خواهد بود.در امور دنيوی جاه طلب نيستم ولی باور دارم که هدفت خورشيد باشد حتما شمع ميشوی اما هدفت شمع باشد چوب کبريت شدن هم مشکل است.از اينرو مثال نقطه و خورشيد شد.در پناه حق

آتشفشانی که هست و خواهد بود

با سلام خدمت دوست عزیزم hila عزیز ممنونم از نظز بسیار ارزشمندت درباره comment که در رابطه با نوشته ات گذاشته بودم ......... راستش خنده ات نگیرد ...... ( اشاره به شناسایی ماه اسد ... که موجبات تعجب و شگفتیم را فراهم کرد ) می خواستم ذکر کنم در نظرم که شعارم از دبستان تا به امروز همیشه نمره ۲۰ بوده که حداقل ۱۵ را بگرم ....... حال ادامه اش را می توانید خودتان حدس بزنید ....... با تشکر و سپاس از حصور گرمتان ..................در پناه حق