سفر

   سفر در پيش است . سفری که پيامدش دل کندن از خاکی که بوی خوش عشق می دهد. هوايی که سرشار از عشق است .

   کوچه هايی که اگر روزی از آنها گذر نکنی همانند آن است که چيزی گمشده باشد. يا خاطره ای فراموش شده باشد.

   نمی توانی تصور کنی که چقدر دوست دارد تنها ( به دور از دردهايی که از بی تنهايی کشيدم ) زيره بارون از خيابان ها گذر کنم.

   راستی آسمان هم بارانيست.

( اشاره به صدای پای آب از سهراب سپهری با صدای خسرو شکيبايی)

/ 1 نظر / 3 بازدید
درخت سرگردان

سلام.ما مدام در سفريم.سفری طولانی در زمان.اشاره سراب به اين سفرها بود.سفر دانه به گل و......