مخالفت با دخالت نظامی آمريکا

NO MORE WAR

متن زير:

به نقل از وبلاگ

 همسفر تنهايی

جناب آقاي رئيس جمهور ايالات متحده آمريکا: آقاي " بوش "
 
احساسات در امر سياست ديگر بي مسما شده ... و برخورد ژورناليستي با
 
سياست ، سياست خارجي ، فلسفه ، هنر و و و  جز به ابتذال کشانده
 
بحث و در سطح نگاه داشتن مفاهيم نيست ... اما روي سخن من خطاب به
 
سياست گزاران آمريکاست ... مسلم است که در عزم خود مبني بر به
 
دست آوردن ٢ چيز راسخيد :
 
١. شکل نگرفتن قطبي جديد ( متشکل از اتحاديه اروپا ، کشورهايي آسيايی
 
مانند چين ، ژاپن ، هند و نيز روسيه ) در برابر هژموني مسلط آمريکا 
 
٢ . همگرايي منطقه اي از جهان که از نظر شما به «کمان بي ثباتي »مشهور
 
است ( يعني از بالکان تا مرزهاي چين ) که در اين ميان کشورهاي شمال
 
آفريقا و خاورميانه به عنوان بي ثبات ترين مناطق و در عين حال در اختيار
 
داشتن منابع انرژي  ، براي تان از اولويت خاصي برخوردارند ...
 
همگرا کردين اين مناطق  با کل روند ساختار جديد قدرت
 
و روند جديد تعريف و توزيع قدرت ... البته به جز تز
 
بازدارندگي متقابل آمريکا و مهار هاي دوجانبه ( کره شمالي و کره جنوبي -
 
چين و ژاپن - پاکستان و هند و امثالهم ) که ظاهرا تاريخ مصرفش دارد تمام
 
مي شود ، مسلم استکه از سالها پيش ( ر.ج. نوشته هاي  برژينسکي ،
 
هانتينگتون ، و...) عزم کرده ايد تا تا در طي ٢٠ - ٣٠ سال اول قرن ٢١ ، اين
 
ساختار جديد را به وجود آوريد و نظم نويني به جهان بدهيد ... تا جهان برسد
 
به جايي که اگر الان بگويي : فکر مي کنند داري يک فيلم تخيلي را تعريف
 
مي کني ... اما به ياد داشته باشيد : مداخله هاي قهرآميز شما ، شايد با
 
هزاران دردسر : اما براي تان موفقيت آميز جلوه کند ... اما باور داشته باشيد
 
داريد دوباره افکار عمومي جهان را باز مي گردانيد به زماني که هر کسي
 
مي خواست بگويد من روشنفکرم و مبارزم : اول بايد اثبات مي کرد : ..................
 
/ 4 نظر / 4 بازدید
بهنام

سرور گرامی و يار هميشه همراه : اميد که لياقت محبت های شما را داشته باشم ... خيس عرق مان فرموديد ... پايدار باشی ... و ممنون از همراهی ات در اين گام های مان در جاده ی زندگی ... کاش روزی مهر و آرامش : همه مان را ميهمان خويش می کرد ... کاش روزی کاش های مان : مستجاب می شد ... سلامت و شادوسرافراز باشيد

hila

دوست من نظر بلندی اينجا نوشته بودم پاک شد.خلاصه اش را بگويم.ممنون از لطفتان.خيالتان هم راحت من به اين سادگی دلخور نميشوم.) با شما موافقم جای دلالان در نوشته خالی بود در زبان شعر با تميزترين کلمات هم از وصف انها عاجز ماندم.دردمان را ناقص ميگوييم و اميد درمان داريم. در مورد نامه اقای دورانديش :امريکا با سايه بظاهر نامرئی اسراييل قرون وسطای ديگری ميافريند که هدف اتش ان تنها نوانديشان که نه ملتها را ميسوزاند.پايدار باشيد

آتشفشانی که به پا می خيزد

با سلام خدمت دو دوست و سرور گرامی در مقدمه بايد شرمندگی خود را از در آپ کردن و سر زدن اعلام نمايم و و طلب بخشش نمايم . در ادامه تشکر و سپاس اينجانب را برای لطف و مرهت بی شمارتان از من بپذيريد . در ادامه comment سرور گرام ، بهنام عزیز باید عرض کنم ، من هر چه باشم هنوز یک ایرانی هستم .... اگر توانم نمی رسد که حق و حقوق یک ایرانی را در داخل بر آورده نمایم ، اما می توانم در برابر دخالت و .... بیگانه به خاک میهنم ، ایستادگی کنم ، ( حتی تا پای آخرین خونم ) زیرا این وظیفه ای است که در قلبم حک شده است..... با تشکر از بهنام عزیز و در رابطه با comment دوست محترم ، hila عزیز .... جسارت مرا ببخشید .... شعر بسیار زیبایی در بلاگ خود آپ کرده بودید ... اما در آن لحظه ای که من خواندمش ... ذهنم بهجای عمیق شدن در شعر به سود جویی هایی انحراف پیدا کرد که عمیقا افسوسم را در رابطه با واسطه گرایی در بعضی موارد ، موجب شد .... اما خرسندم که بگویم ذوق و لطافت خاصی را دارا هستید.

hila

با سلام دوست من با اين اميد که هيچ وقت از نقدهای خود بينصيبم نگذاريد.اگر اجازه بدهيد ميخواهم اسم شما را به لينک دوستانم اضافه کنم.هر چه باشد بالاخره در سايه دوستان خوبم اين لينک دادن را ياد گرفتم.))