يک حرف ساده

من همان يک حرف ساده ام

که در گوشت نجوا می کنم

سالهاست که در کنارتم

اما هی ها ... که نديده ای احوالم

زخم روزگار ... خم نقش کلماتم 

خون دل ... جوهر نوشته هام

دوستان به گذر زمان بنگريد

که خود راهی پر معماست

از درک من و تو دور است

فهم چون و چرا ها

ما که سينه سپر کرده بوديم

تا ال سيد تجربه ی زندگی شويم

حال و روز نيزه ی شکسته ای

بر روی سپر زندگی داريم

اميدوار باش ای مرغک آوازه خوان

بهار ها در پيشن ولی گذر می کنند

به فکر آينده باش حال را درياب

که گذشته کتابی از تجربه ست

بخوان و بياموز

که مرگ سر آغازی بعد از پايانست

/ 7 نظر / 4 بازدید
آدينه بوک

سال نو مبارک! فروشگاه اينترنتي کتاب آدينه، سالي سرشار از موفقيت و سلامتي براي شما آرزو مي کند.

خانم نویسنده

دوست عزيز سال نو مبارک و اميدوارم برای عيد ديدنی سری هم به وبلاگ من بزني و برام نظری به يادگار بذاري .

نسيم

سلام يه سری از خصوصيات پسرای بيکار خوشحال ميشم يه سری بزنيد

yalda

سلام رفيق خوبی؟؟؟؟؟؟؟جواب کامنتی که گذاشتی تو وبم داددم حتما بخون. من می خوام احوالتو ببينم.مبشه؟؟// اميدوار باش ای مرغک آوازه خوان.......اره اميدوار باش.........چون در اميد چيزهايی در ادم رشد ميکنه که ادمو به زندگی پيوند ميده...... نيمه فعال يا پر از اتش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

الهام

سلام خوبی بهتره یک مقدار روی شعرهای نو که می نویسی بیشتر تامل کنی هر شعری که می نویسی چند روز به چند روز نگاهش کن تا بتوانی قوی تر کنیش و ضعف هاشو برطرف کنی البته به آهنگ شعر هم اهمیت بده و موضوع های شعرت را از هم تفکیک کن از این شاخه به اون شاخه نپر . وقتی می خوای روی یک موضوع مثلا تجربه شعر بگی فقط دورو بر خمون موضوع بسرای به همین خاطر می توانی از کلمات زیباتر استفاده کنی .

yalda

سلام .خوبی بامرام.........چطوری؟ جوابتو تو کامنتای وبو ددام.بخون....... اين شعرو تقديم به تو ميکنم کاش میشد که کسی می امد باور تیره مارا می شست و به ما می فهماند دل ما منزل تاریکی نیست... کاش میشد دل دیوار پر از پنجره بود وقفس ها همه خالی بودند ونسیم روی ارامش اندیشه ما میرقصید کاش میشد که غم و دلتنگی راه این خانه ما گم میکرد کاش میشد که به انگشت نخی میبستیم تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم قبل از انی که کسی سر برسد ما نگاهی به دل خسته خود میکردیم شاید این قفل به دست خود ما باز شود کاش در باور هروزه مان جای تردید نمایان میشد و سوالی که چرا سنگ شدیم کاشکی کسی می امد و به ما میفهماند که چرا سنگ شدیم راستی نگفتی چرا اتش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

http://moneymakers.persianblog.ir/